| افسانه تروا | ![]() | ![]() |
| تروا نام محوطهاي باستاني با قدمت بيش از 4 هزار سال در ناحيهآسياي صغير واقع در تركيه امروزي است كه در حماسه جاودان هومر، ايلياد، از آن يادشده است. اين محوطه باستاني به خاطر ارزش تاريخي و فرهنگي خود، از سال 1998 درفهرست ميراث جهاني يونسكو به ثبت رسيده است. محوطه باستاني تروا، در دهه 1870 ودر پي حفاريهاي هاينريش شليمان، باستانشناس آلماني در اين ناحيه كشف شد. حفاريهاي بعدي نشان داد كه در اين محوطه، در طول تاريخ شهرهاي مختلفي ساخته شدهاست كه يكي از نخستين آنها كه با نام تروا 7A شناخته ميشود، به عنوان همان تروايمورد اشاره هومر شناخته ميشود. تروا در شمال غربي تركيه و در نزديكي شهرامروزي كاناخال واقع است، و سهلالوصولترين نقطه در ميان آسيا و اروپا را اشغالكرده است. در عهد باستان، اين محوطه ناظر بر وروديِ داردانل يا هِلسپونت بود، تنگهباريكي كه درياي اژه را به درياي مرمره، استانبول، و درياي سياه متصل ميكرد. هرچند شواهد جغرافيايي و تاريخي زيادي در دست است كه نشان ميدهد محوطه باستاني تروادر تركيه همان ترواي مورد اشاره هومر است، اما اين بدان معنا نيست كه تمام آن چه درحماسه ايلياد درباره تروا آمده است، واقعيت تاريخي دارد. در واقع اثر هومر، تركيبياز افسانه و واقعيت است. موقعيت جغرافيايي و استراتژيك تروا باعث شد كه در طولتاريخش همواره هدف حملات رقباي خود باشد. در واقع از هزاره سوم پيش از ميلاد تا سال 1915 كه نبرد گاليپولي در آن سوي تنگه اتفاق افتاد، جنگهاي بسياري در اين منطقهدرگرفت. در آن زمان هر قدرتي حكومت تروا و گاليپولي را در دست داشت ميتوانستترافيك دريايي ميان دو درياي اژه و سياه را كنترل كند. به بيان ديگر، هدف از اينجنگها پول و قدرت بود، نه مطابق آن چه در افسانه هومر آمده است، زني به نام هلن. در حال حاضر محوطه باستاني تروا تشكيل شده است از تپهاي به ابعاد تقريبي 200در 150 متر با ده آبادي يا شهرك كه يكي بر روي ديگري ساخته شده و بيانگر يك دورهتقريباً 4500 ساله زندگي در اين منطقهاند. اولين آبادي در حدود سال 3 هزار پيش ازميلاد ساخته شده و آخرين آبادي به حدود 1400 پس از ميلاد يعني اواخر دوره بيزانسبازميگردد. در طول اين سالها تپهاي كه تروا بر آن واقع است حدود 10 متر ازدشتهاي اطراف بالاتر قرار گرفت. در زماني كه اولين آبادي در اين ناحيه ساخته شد،آب داردانل تا بخش شمالي تپه جريان داشت، اما خط ساحل به تدريج عقب رانده شد تاآنجا كه در اواخر عصر مفرغ اين تنگه دستكم يك مايل از تروا فاصله داشت. ناحيهشمالي تپه به باتلاق تبديل شد و كشتيها مجبور بودند در نزديكي شهر امروزي بِسيكتپدر درياي اژه لنگر بيندازند. مطابق آن چه در ايلياد هومر و ديگر منابع باستانيآمده است، جنگ تروا دو طرف عمده داشت: شهرهاي متحد يونان عليه تروا و متحدانش (يعنيآمازونيها و ليسهايها). بنابراين جنگ ميان شرق و غرب بود و در اين ميان هر دوطرف مخاصمه زنهاي يكديگر را ميربودند: ترواييها هلن، زن منلاس از اسپارت رادزديدند، و يونانيها بريسئيس و كريئيس از تروا را به عنوان معشوقه به اسارتگرفتند. پس از چندين نبرد كه مجموعاً ده سال طول كشيدند شهر ويران شد، و در اينميان يونانيها از اسبي چوبي براي ورود به شهر استفاده كردند. در منابع باستاني اينطور آمده كه اين جنگها در اواخر عصر مفرغ و در ربع اول قرن دوازده پيش از ميلاد رخداده است. با بررسي بقاياي تروا در اين دوره درمييابيم كه دو تخريب و ويرانيصورت گرفته است، يكي در اواخر قرن سيزدهم (آبادي ششم) و ديگري در آغاز قرن دوازدهمپيش از ميلاد (آبادي هفتم). آبادي ششم مستحكمترين و بزرگترين آبادي عصر مفرغ دراين محوطه را شامل ميشده است (به طور كلي از 3 هزار تا هزار سال پيش از ميلاد عصرمفرغ قلمداد ميشود). تاريخ تقريبي اين آبادي را ميتوان 1700 تا 1275 پيش از ميلاددر نظر گرفت، و مشخص است كه سيستم دفاعي آن دو جزءِ عمده داشته است: ديواري مستحكمكه قلعه را احاطه كرده بوده و يك خندق كه كل شهر را در احاطه خود داشته است. اماسازندگان اين سيستم دفاعي چه كساني بودند؟ به رغم حفاريهاي گستردهاي كه در 130سال گذشته در محوطه تروا انجام شده است، فقط يك اثر مكتوب متعلق به اواخر عصر مفرغداريم كه ميتواند به ما در اين زمينه كمك كند. اين اثر مكتوب مهري برنزي است كه درسال 1995 كشف شد و فقط چند ميليمتر قطر دارد. بر اين مهر نوشتههايي به زبانلوويان نقش شده است، زباني كه در هزاره دوم پيش از ميلاد در پادشاهي هتيت در مركزتركيه مرسوم بوده است. اما چرا تروا اين قدر براي مردم آن زمان اهميت داشتهاست؟ برخي از كارشناسان بر اين عقيدهاند كه اهميت تروا در مكان استراتژيك آن بودهاست. بنا بر اين نظريه، تروا از اين جهت هدف دلخواه ديگر حكمرانان بوده است كه فاتحجنگ فرصت پيدا ميكرده بر عبور و مرور كشتيهاي تجاري در درياي سياه نظارت و كنترلداشته باشد و از كشتيهايي كه از اين قسمت از دريا ميگذشتهاند عوارض بگيرد. اينعوارض دريافتي احتمالاً شكل كالا و مواد خام را داشته است، چرا كه تا آنجا كهميدانيم سكه تا قرن هفتم پيش از ميلاد اختراع نشد. در مورد هلن هم هيچ شواهديدر دست نيست كه نشان دهد او بهانه جنگ تروا بوده است، گرچه اين را به يقين ميدانيمكه در اواخر هزاره دوم پيش از ميلاد زنها كالا به شمار ميآمدهاند. بهترين شواهدما در اين زمينه از كاخ پيلوس در جنوب غربي يونان به دست آمده است. كارل بلگنِباستانشناس در اين كاخ تعداد زيادي لوح گلي كشف كرده است كه به خط يوناني ابتدايينوشته شده و بر يكي از اين الواح كه به قرن سيزدهم بازميگردد از زناني سخن به ميانآمده است كه از خليج غربي تركيه به عنوان برده گرفته شده و به پيلوس آورده ميشدندتا در صنعت نساجي آنجا مشغول به كار شوند. از اين كه اسبي بزرگ و توخالي در جنگتروا نقشي مهم بازي كرده است هيچ نشاني در دست نيست، اما ظاهراً ديوارهاي مستحكمپيرامون تروا با اهرم بزرگي تخريب شدهاند. زره جنگجوياني هم كه به تروا حمله كردنداز برنز ساخته شده بود. اما در يافتههاي ما از حفاريها هويت مهاجمان مشخص نشدهاست، و چيزي كه اين قضيه را پيچيدهتر ميكند اين است كه در حوالي سال 1200 قلاعبسياري در تركيه و يونان بر اثر جنگ تخريب شدند، از جمله تيرينز و پيلوس و هاتوسا. در مورد دلايل اين تخريب گسترده هنور اتفاق نظر وجود ندارد، اما فقط يك عامل در اينامر دخيل نبوده است: زلزله و جنگ و احتمالاً تغيير شديد آب و هوا از جمله دلايل اينرخداد بودهاند. البته با اين جنگ زندگي در تروا خاتمه نيافت: بخشهايي ازديوارها و باروهاي آن تعمير شدند و خانههاي جديدي هم ساخته شد و به اين ترتيبآبادي هفتم در اين محل شكل گرفت. كارشناسان بر اين عقيدهاند كه در همين زمان عدهزيادي از جنوب شرقي اروپا به اين منطقه كوچ كردند. زلزله ديگري احتمالاً در قرن دهمپيش از ميلاد رخ داد كه پس از آن ما هيچ مدركي حاكي از زندگي در اين محل در دستنداريم تا قرن هشتم پيش از ميلاد كه ايلياد هومر نوشته شده است. در قرن هفتممعروف شد كه جنگ تروا در اين منطقه رخ داده است. در اين زمان هنوز بخشهايي ازديوارهاي قلعه متعلق به اواخر عصر مفرغ پا بر جا بود، و ظاهراً رسم «دوشيزگانلوكريايي» هم در همين زمان پا گرفت. آژاكس، قهرمان يوناني، در معبد آتن در تروا بهكاساندرا، دختر پريام، تجاوز كرد، و بنا بر سنت به عنوان مجازات مقرر شد كه شهرلوكريس، زادگاه آژاكس، سالانه دو دوشيزه به تروا بفرستد تا در معبد آتن خدمت كنند وبه اين ترتيب حريم اين الهه از لوث اين گناه پاك شود. اين سنت تا اوايل قرن اول پيشاز ميلاد ادامه يافت، و شايد حضور همين دوشيزگان يوناني در تروا باعث اين تصور شدكه جنگ هومري در اين منطقه رخ داده است. در اين مدت افراد بزرگي هم از اين ناحيهعبور و ديدار كردند: كوروش، پادشاه ايران، هنگام جنگ با يونان، اسكندر كبير هنگامجنگ با ايرانيها، و بسياري از امپراتوران رومي كه اخلاف ترواييهاي عصر مفرغ بهشمار ميرفتند. |

























